تبلیغات
قرآن و حدیث - جاریة بن قدامه السعدى

قرآن و حدیث
 

جاریة بن قدامه السعدى (تمیمى)


جاریة بن قدامه از یاران پیامبران اسلام (صلى الله علیه و آله) و از علاقه مندان و شیعیان خاص امیر مؤمنان (علیه السلام) بود. او مردى بزرگ، برجسته، دلیر و كاردان بود. از آثار و فعالیتهاى او در زمان پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) و در دوران خلفاى سه گانه چیزى در تاریخ منعكس نشده است ولى در زمان خلافت امیر مؤمنان (علیه السلام) منشأ خدمات و فعالیتهاى فراوان بود و با شركت در جنگ صفین و دیگر جنگهاى امیر مؤمنان (علیه السلام) فداكارى و اخلاص و ایمان خود را جلوه گر ساخت. او به قدرى مورد توجه و اعتماد امیر مؤمنان (علیه السلام) بود كه خضرت او را جزء افسران "شرطه خمیس" قرار داده بود. جاریه یكى از كسانى بود كه در جلب یارى و پشتیبانى بنى سعد نسبت به امیر مؤمنان (علیه السلام) نقش مؤثرى ایفا كرد و جزء چند تن از شخصیتهاى بزرگ بنى سعد بود كه پیش از جنگ صفین، نسبت به امیر مؤمنان (علیه السلام) اعلام جان بازى و فداكارى كردند. وى در جنگ نه تنها با سلاح شمشیر بلكه با زبان نیز در برابر تبلیغات آنان سخت ایستادگى مى كرد. همچنین در جنگ جمل از میان سپاه بیرون آمد و خود را به عایشه رسانید چنین گفت: اى مادر مؤمنان! به خدا سوگند این اقدام تو كه از خانه ات بیرون آمده بر این شتر لعنتى سوار شده خود را هدف تیرها و شمشیرها قرار داده اى از كشتن عثمان برتر است. تو از طرف پروردگار، احترام داشتى و پرده نشین بودى، ولى تو خود پرده حرمت را پاره كرده احترام خود را از بین بردى آنكس كه جنگ با تو را جایز میداند، طبعاً كشتن تو را نیز روا مى داند و ممكن است جان خود را در این جنگ از دست بدهى اینك اگر به میل خود به جنگ ما آمده اى، به خانه ات برگرد، و اگر تو را به اجبار به این جا كشانده اند، از مردم یارى بخواه و خود را از فتنه طلحه و زبیر نجات بده! جاریه پس از دفع شورش طرفداران عثمان و شكست دادن "بسر" در جنگ یمن بیرون راندن آنان از قلمرو على(علیه السلام) مدت یكماه توقف در آنجا اقامت گذید تا هم امنیت برقرار شود و هم سپاه استراحتى بكند كه در این بین امیر مؤمنان به شهادت رسید. جاریه پس از یكماه توقف در یمن، با سربازان خود وارد مكه شد و به منبر رفت و خطاب به مردم شهر مكه گفت: چرا با معاویه بیعت كردید؟ گفت مى ترسم شما از مردمان منافقى باشید كه خداوند در مورد آنان مى فرماید: هر وقت مؤمنان را مى بینند مى گویند: ایمان آورده ایم ولى وقتى با شیطان خود را در خفا دیدار مى كنند به آنان مى گویند: ما با شما هستیم، ما مسلمانان را استهزاء و مسخره مى كنیم. و گفت: اینك به پاخیزید و بیعت كنید بپاخیزید و با امام حسن (علیه السلام) بیعت كنید. در این هنگام همگی بى درنگ بیعت كردند. سپس جاریه از مكه به مدینه و از مدینه به كوفه رفت و چنین كرد و بیعت همگان را با امام حسن (علیه السلام) مسجّل كرد. بعد از این به حضور شرفیاب شد و دست بیعت در دست آن خضرت گذاشت و شهادت امیر مؤمنان (علیه السلام) را تسلیت گفت. آنگاه با شور و علاقه اى كه به جهاد داشت، و از روى اخلاص و دلسوزى عرض كرد: چرا نشسته اید پیش از آنكه دشمن به شما حمله كند به سوى دشمن حمله كنید. امام مجتبى (علیه السلام) كه از اخلاص و فداكارى و دلسوزى او آگاه بود، فرمود: اگر همه مردم مثل تو بودند، جهاد را آغاز مى كردم! از مأموریت هاى دیگر جاریه پیكار با ابن خضرمى است كه شرح آن چنین است. پس از آنكه محمد بن بكر در مصر كشته شد معاویه شخصى به نام عبدالله بن عامر خضرمى را به بصره فرستاد تا در آن شهر برایس او بیعت گرفته مردم را به عنوان خون خواهى عثمان بر ضد امیر مؤمنان تحریك نماید. وقتى عبدالله خضرمى وارد بصره شد، اكثر مردم به او پیوستند، مخصوصاً قبیله بنى تمیم از او پشتیبانى نمودند ولى گروهى نیز با او مخالفت ورزیدند. امیر مؤمنان (علیه السلام) از رجال و نظامیان طایفه بنى تمیم در كوفه خواست سركوبى بنى تمیم را خاموش كردن غائله ابن خضرمى را در بصره به عهده بگیرند، لیكن آنان سستى نشان دادند. در این هنگام اعین ابن ضبیعه مجاشع یكى از دلاوران بنى تمیم به پا خواست و عرض كرد "اى امیر مؤمنان! خاموش كردن آتش این فتنه به عهده من! من ابن خضرمى را میكشم یا او را از بصره مى رانم" على (علیه السلام) دستور داد و او وارد بصره شد. ولى متأسفانه پس از چند مرحله پیروزى در بستر خواب به وسیله عده اى از طرف ابن خضرمى كشته شد پس از این واقعه امیر مرمنان (علیه السلام) جاریه بن قدامه را كه خود از طایفه بنى تمیم بود به بصره اعزام كرد. جاریه ابتداء كوشش كرد بنى تمیم را با مسالمت از اطراف ابن خضرمى پراكنده سازد ولى چون این گروه در مخالفت خود پافشارى ورزیدند با یارى قبیله ازد همراه زیاد با آنان به نبود پرداخت و بنى تمیم شكست خورده پا به فرار گذاشتند. خبر این پیروزى كه با رشادت و دلیرى جاریه به دست آمده بود به كوفه رسید و موجى از مسرت و خوشحالى در میان یاران امیر مؤمنان (علیه السلام) بر انگیخت. على (علیه السلام) با ابزار مسرت از این پیروزى جاریه را مورد تحسین قرار داد جاریه در جریان صلح امام حسن (علیه السلام) با معاویه به ناچار دست از جنگ كشید ولى هرگز موضع خود را تغییر نداد و گاهى هم كه بر حسب اجبار با معاویه روبرو مى شد از مكتب امیر مؤمنان على (علیه السلام) دفاع مى كرد. روزى جاریه به پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) عرض كرد: پندی به من بده ولى پندى كوتاه تا بتوانم آن را حفظ كنم. پیامبر فرمود: خشم مگیر! جاریه نه تنها از نظر نظامى یك قهرمان بود بلكه از نظر معنوى و فضایل اخلاقى از شخصیت ممتازى برخوردار بود چنانكه جعفر ابن احمد مى گوید: جاریه مردى نیكوكار و با فضیلت بود. او در زمان حكومت یزید بن معاویه در حدود سال 61، 62 چشم از جهان فرو بست و احنف بن قیس بر او نماز گزارد و گفت "خدا تو را رحمت كند" تو نسبت به ثروتمندان حسد نمى ورزیدى و تهیدستان را پست نمى شمردى.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 شهریور 1389 توسط فاضل
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک| بازپخش : بانک جامع قالب های فارسی