تبلیغات
قرآن و حدیث - دعاى بلقیس ملكه سبا

قرآن و حدیث
 

دعاى بلقیس ملكه سبا

خداوند به سلیمان حكومتى بى نظیر عطا كرد. پرندگان نیز در تسخیر سلیمان بودند. روزى سلیمان در میان پرندگان، هدهد را ندید. زمانى نگذشت كه هدهد باز آمد و گفت: از سرزمین سبا براى تو خبرى آورده ام. در آن جا زنى با امكانات بسیار و تختى عظیم حكم مى راند و مردم آن در برابر خورشید سجده مى كنند.

سلیمان نامه اى به ملكه آن سرزمین مى نویسد و هدهد آن را به مقصد مى رساند. ملكه پس از رایزنى و مشورت با سران، هدیه اى براى سلیمان مى فرستد كه سلیمان آن را نمى پذیرد.

پس از گذشت زمان و مراحلى، ملكه به سوى دربار سلیمان بار سفر مى بندد و وارد كاخ سلیمان مى شود و به نشانه توبه و ایمان مى گوید:

رَبِّ اِنّى ظَلَمْتُ نَفْسى وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ؛

بارالها، من بر خودم ستم كردم و باسلیمان به خداوند عالمیان ایمان آوردم.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 شهریور 1389 توسط فاضل
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک| بازپخش : بانک جامع قالب های فارسی